دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض، و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (5 و 6 قصص)

فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (96 یوسف)

آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر

هدیه تو

پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۴۸ ب.ظ

هدیه تو به ما به جز تحقیر و منت نبود

دقیقا همان چیزی که سرمایه داری برای ما داشت

هرچند تو از طبقه سرمایه دارها بودی و ادعای انقلابی گری ات گوش فلک و ماتحت فیل را پاره کرده بود

 

تو و دوستانت با فحاشی به سرمایه داری هویت نداشته ات را ساختی

هر چند به طبقه خودت فحش میدادی

و از هم نشینی با ما خوشحال بودی

 

بگذریم که ما بدبخت بیچاره ها هم تمام مدت دنبال سرمایه داری دویدیم

چه آنها که سنگ می انداختیم و چه آنها که شیفته بودیم، همه با هم و در یک صف و تمام مدت پشت سر یک معبود دویدیم

و از این وضعیت هم راضی بودیم

 

به رسم جاهلیت اجداد بدبختمان

که پشت سر اسب های اجداد تو می دویدند

 

لعنت بر این سرنوشت تکراری

نیاندرتالها را هم تو و اجدادت خوردید

چون قوی تر بودید

و بعد ما را محاکمه کردید

 

عثمان را هم شما کشتید

و تقاصش را از ما گرفتید

 پیراهن عثمان البته مال شما بود

مثل چوبهایی که پدرانت به دستت دادند تا بر سر ما بکوبی

همیشه مجرم و شاکی هر دو شما بودید

و ما محکوم به حذف

و نه حذف، محکوم به تحقیر و منت

چون همیشه دشمن ضعیفی باید وجود داشته باشد

تا هم چوب بخورد

و هم مقاومت کند

وگرنه بازی تمام می شود

و شما این را نمیخواهید

 

داروین راست میگفت

اینطوری تکامل زیباتر است

کاش ما و داروین شما را تنها میگذاشتیم

 

میدانی

زمانی که پدران مشترکمان با زنان نیاندرتالها هم خواب میشدند

فکر نمیکردند دعوای ما تا امروز به طول انجامد

آنها حتی فکر نمی کردند

ما محکوم به حذفیم

نه حذف، محکوم به تحقیر و منت

و مقاومت بیشتر ما فقط زمان بازی را طولانی تر میکند

و پز مزخرف مستضعفی تو حتی اجازه نمی دهد این حقیقت را بپذیری

و باز چوب فریادت بر سر ماست

ادای دفاع از مظلومین را در می آوری اما حقیقت این است که این داستان تلخ را نمی خواهی بپذیری

چون خودت مجرم اصلی این بازی هستی

ضد قهرمان اصلی

و نمی خواهی نقش خودت را بپذیری

نقشی که پدرانت برای تو نوشته اند

و اگر غیر از آن را بازی کنی محکومی به حذف

و نه تحقیر و منت

فاک یو!

 

  • یک نی ساز

نظرات (۱)

  • ...:: بخاری ::...
  • :/
    پاسخ:
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی