دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض، و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (5 و 6 قصص)

فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (96 یوسف)

آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر

دختر مینیاتوری 2

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۶ ب.ظ

در دختر مینیاتوری 1 به آشنایی و تعریف این دختر بسنده کردم و سیمای زن ایده آل و زیبای ایرانی را به لطف موتور جستجوی گوگل و واکاوی کاغذپاره های کمرنگ تاریخ نشان دادم و مسئله ی اصلی ام تغییر ذائقه ی زیباشناختی و جنسی مرد و زن ایرانی از دختر مینیاتوری، به باربی اروپایی آمریکایی بود.

دختر مینیاتوری

اکنون، بیشتر از آنکه بخواهم به تهاجم فرهنگی و نفوذ غرب و هزار کلیشه ی جویده شده و بیرون تف شده ی دیگر اشاره کنم، میخواهم به آنچه ما بر سر دختر مینیاتوری آوردیم بپردازم. میخواهم به جای فحش دادن به غرب و هرچه هست! به نقد خودمان بپردازم البته به امید اذن جمود!

تصویر زن شرقی، از یکجایی به بعد در تاریخ ما گم میشود، من سررشته تاریخی ندارم که بگویم این مربوط به انقلاب هست یا نه، اصلا هم بحث سیاسی نمیخواهم بکنم، چه اساسا بحث من سیاسی نیست و مستقل است، چه بسا سیاست ما حتی اگر عین دیانتمان باشد کاری به دختر مینیاتوری ندارد و دنبال منافع خود است، مخصوصا اگر واقعا مثل دیانتمان باشد! قطعا بی ارتباطی آن با دختر مینیاتوری مشخص میشود. سیاست را کاری به بحث ما نیست. پرانتز بسته! تصویر زن ایرانی از یک جایی به بعد در بین مردم ما سانسور میشود و این دقیقا همان جایی است که مرد ایرانی که هیچ تصویری از دختر مینیاتوری ندارد، شیفته و جذب باربی اروپایی آمریکایی میشود، چرا که نه تنها باربی را در مغازه و کوچه و خیابان و در دست لطیف کودکش و همه جا می بیند، بلکه هیچ تصویری از دختر مینیاتوری ندارد! چه میگویم! حتی حضرت گوگل هم تصویر مشخص و واضحی از دختر مینیاتوری ندارد.

ویس و رامین

کلام بسنده کنم، که تهوع آور است این روزها حرف زدن و حرافی که تخصص ما ایرانی هاست که زبانمان بعد از فکمان قوی ترین اندام بدنمان است!

زمانی که از ویس و رامین حرفی نمی زنیم و فقط محتاطانه با آوردن نامی دورادور در کتاب ادبیات فارسی با حفظ فاصله از کنارش رد میشویم و نمیگوییم ویس شوهر داشت و دل در گرو رامین ...

زمانی که از خسرو و شیرین حرف نمی زنیم و نمیگوییم که شیرین بالاخره در فکر خسرو بود یا در فکر فرهاد و چه بر سر این دو آمد و وصیت عمه شیرین به شیرین چه بود و آخر داستان چه شد؟

زمانی که بیشتر ترجیح میدهیم از کندن کوه فرهاد حرف بزنیم تا وارد خط قرمزهای ماجرای بزک کردن دایه شویم ...

و زمانی که نمیگوییم اولین بار خسرو، شیرین را برهنه موقع شناکردن در رودخانه دید و دل در گرو او انداخت و شیرین هم همین طور!

اولین دیدار خسرو و شیرین

زمانی که عشق را حرام میکنیم و سرکوب را واجب.

زمانی که میترسیم که از زیبایی شیرین و دلربایی ویس حرف بزنیم و ترجیح میدهیم به اندازه ی سخن گفتن از ویس و رامین ایرانی یا خسرو و شیرین ایرانی از لیلی و مجنون اعرابی حرف بزنیم چرا که پیر است و توسری خور و زشت روی و حق انتخاب همسرش را ندارد و دستش به جایی نمیرسد. بگذار کسی از شیرین و ویس نداند، بگذار همه فکر کنند تمام اشعار ما عرفانی است و هیچ صوفی ای دنبال پسرک جوانی نیست و معشوق در همه اشعار، فقط خدا است. بگذار هرچه به نفع ما نیست را مینیاتور کنیم! آری مینیاتور کردن بهترین واژه ای است که میتوانم خلق کنم. حال که هم سانسور و هم بایکوت و هم حذف! و هم حصر! همه بار معنایی سیاسی دارند و هرچه تلاش کردم لغتی بیایم که هم معنای زندانی شدن مظلومانه داشته باشد و هم بار سیاسی نداشته باشد کلمه ای را نیافتم! بگذار معنایی به این کلمه اضافه کنم! میخواهم از واژه مینیاتور استفاده کنم! و چه خوب معنادار میشود عبارت "دختر مینیاتوری! " دختری که مظلومانه در گوشه ای از تاریخ حبس و حصر شده! و من میگویم مینیاتور شده! میخواهم معنای جدیدی به این واژه بدهم! معنایی که قبلا در ادبیات وجود نداشت، سانسور خود ساخته فرهنگی و از روی جهل و ظلم، و بدون بار سیاسی را مینیاتور مینامم!

اولین دیدار خسرو و شیرین

آری بگذار دختر زیبای مدل ایرانی را مینیاتور کنیم! بگذار تاریخمان را و فرهنگ پر از عشق و احساسمان را مینیاتور کنیم، اینطوری میتوانیم تا دلمان میخواهد به غرب و غربی فحش دهیم و تمام بدیها را به گردن آنها بیندازیم تا ماهیچه زبانمان قوی تر شود و ماهیچه دست و بازومان ضعیف تر و سلولهای خاکستری مغزمان کمتر و به درد نخور تر! جتی اگر این جنایت مینیاتوریسم منجر به استقبال مردممان از دختر غریبه ای به نام باربی بشود.

طبیعی است که دختر مینیاتوری در فرهنگ و تاریخ ما جایی برای دلربایی ندارد. او و نمود او در تمام داستانها و کتابها و سخنها محکوم به مینیاتور اند.

ای دختر مینیاتوری، بگذار همه از لیلی حرف بزنند، ناراحت نباش دختر مینیاتوری مینیاتور شده! اذهان این مردم جای تو نیست، این مردم لیاقت تو را ندارند، همان بهتر که در گوشه ای آرام و ساکت از تاریخ بیارامی و مینیاتور شوی.

حالا که این مردم تو را دوست ندارند بگذار به فراموشی شان بسپاری، لیاقت این مردها همان است که حتی در خصوصی ترین لحظات زندگی شان، در خصوصی ترین اتاق خصوصی ترین خانه ای که نفس میکشند، در خصوصی ترین لحظات و روی خصوصی ترین بسترها و روی خصوصی ترین نزدیکانشان، حسرت موهای طلایی و اندام باربی هرگز دست نیافتنی بر دلشان باشد و تنشان روی تن همسرانشان باشد و فکرشان پیش باربی و حسرت مدل زن غربی در دهانشان و زنها! که بگذار از آنها حرفی نزنم...

مثل این مردم که تو را رها میکنند تا در حسرت همیشگی باربی باشند مثل آدم کوری است که طلا بدهد و هم وزنش آهن پاره فکر کند!

علی الحساب موقتا کافی است، آدم زیاد و پشت سر هم که غذای سنگین بخورد همه را استفراغ میکند، فعلا کفایت میکند وگرنه نگاهی به کتاب شاهد بازی و تاریخ پر از مینیاتور شاهدانه هم می انداختیم.

 

پی نوشتها:

- از خانم شیما احمدی متشکرم که لااقل به اندازه ی اسم یک کتاب، با این مینیاتور مبارزه کردند.

- از قابهای دختر مینیاتوری و نقاشی هایش که در میدان انقلاب فروخته میشود هم متشکرم، هفت هشت تایی خریدم. خیلی سعی کردم تولید کننده اش را بیابم اما او هم ظاهرا مینیاتور شده!

- بعد هم میگوییم نقاشان غربی چرا بی اخلاقی کرده اند و همه چیز را در نقاشی ها کشیده اند؟

- این بحث ربطی به 30 سال و 40 سال و 50 سال اخیر ما ندارد، ربطی به انقلاب ندارد، اصلا مگر پدران و پدربزرگان ما فرق شیرین را با لیلی میدانند؟ مگر پدران ما میدانستند این مسایل را؟ نه! پس خواهشا فکر نکنید زمان شاه همه چیز خوب بوده الان یکهو همه چیز بد شده! مشکل ما ریشه در فرهنگ ما دارد!!!

 

ادامه دارد انشاالله ...

  • یک نی ساز

نظرات (۹)

سلام

دوست داشتم هرچه در مورد عشق، زیبایی، دختر، زن، پسر، شوهر، برهنگی، فرهنگ، غرب و شرق و مینایتور گفتی رو.

به دلم نشست حرفت، چون از وضعیتی میگی که حرف دل خیلیا هست، فقط منتظر یه نویسنده هستند تا حرفشون رو به قلم بیاره...

ایران مینیاتوری، اسلام مینیاتوری، سبک زندگی مینیاتوری، فرهنگ مینیاتوری، انگار زندگی ما را داره احاطه میکنه، انگار قراره وقت مردن نگاهی به عقب بندازیم و تازه بفهمیم که کل زندگی ما هم مینیاتوری بود!

باید هرچه زودتر خودمون رو نجات بدیم از این وضعیت، باید قطع کنیم دست هر دوست و دشمنی رو که قصد داره اصالت، هویت و زندگی ما رو مینیاتوری کنه!

انسان با خوبی و بدی آفریده شد، هر دو در کنار هم، خوبی و بدی!
خدا تو قرآنش از قوم لوط و لواط هم گفت، و خدا اهل مینیاتور کردن تاریخ نیست! حتی اگر به زشتی لواط باشه.

موفق باشی.
پاسخ:
سلام برادر

عزیز دل منی تو

پاینده باشی 

درضمن ممنون از نظرت و باهات موافقم
خخخ . نه اذیت که نمیشم . همینجوری ی اسم بامزه سر زبونم اومد نوشتم .
حالا ی چیزی ، مگه خسرو و شیرین اثر نظامی نیست ؟ تا جایی که من از تاریخ ادبیات فارسی یادمه که نظامی در قرن 6 هجری میزیسته .
به نظر شما این دختر مینیاتوری تو اون دوره میتونسته واقعی باشه ؟
من میگم نه . خیالیه .
چون از وقتی که اعراب به ایران حمله کردند ، و ژن هاشونو با ما قاطی کردن ( به علت حسادت شدیدی که به ما داشتن ، چون ما نژاد برتر بودیم و موهای تقریبا بور و پوست سفید داشتیم ، و چون اونا هم میخواستن مثل ما بشن ، ژنهاشونو با ما قاطی کردن )
به نظرت با اون ژن های دماغ عرب ها که به اندازه گوشکوبه و ببخشید اون کله خربزه ای ، آیا 600 سال بعد از حمله ی اعراب ، این دختر مینیاتوری میتونسته واقعی باشه ؟
اینا همش تصویر سازی ذهنه .
اما در کل با این حرفتون که گفتین زنان ایرانی سعی در باربی شدن دارن موافقم و منم باهاش مخالفم .
به نظر من هر چند زن ایرانی دست کاری ژنتیکی شده و با زن 2500 سال پیش خیلی متفاوته ولی بازم نگاهش می ارزه به صد تا این مدل های مو بور و کمر باریک غربی .
کاش زن ایرانی متوجه میشد که همین شکلی که هست ، دوست داشتنی تر هست .
یعنی میگی سعدی بچه باز بوده ؟
این شراب و می و نمیدونم این چیزا که میگن می عرفانی هست و اینها ، دروغه ؟ می واقعی منظورشون بوده ؟
تنت میخاره ها !
عکس لختی گذاشتی تو وبلاگت چیکار بچه جون ؟
پاسخ:
اگه خیلی اذیت میشی نخون
به همین راحتی

اسم شما هم نشان دهنده شخصیت شماست
  • ...:: بخاری ::...
  • بعد اون وقت من یه سول دارم و اون سوال به معنای واقعی کلمه اینه:
    خب؟
    :|

    اینکه ما نصف مینیاتورهامون رو عریان داریم و نیم دیگرش رو محجب، این یعنی که از یه جایی به بعد سانسور-مینیاتور شد؟
    این کجا این معنی رو میده؟!
    چرا این شکلی می بینید؟ اولا مینیاتورهای ما لزوما ادبیات عرفانی رو نکشیدن.که ادعا کنیم چون خواستن بهش جنبه عرفانی بدن پس اومدن صحنه های جنسیشو تغییر دادن. ثانیا به این دلیل که اونهایی که خیلی حرفه ای استاد مینیاتور هستند بیشتر به بخش عرفانی توجه کردن، بقیه هم قالب گرفتن ازشون. وگرنه ما هم می تونستیم معشوقه بی لباس وسط رودخونه تو داستان ویس و رامین داشته باشیم(که بله داریم تو همین پست شما هست) و هم معشوق خیالی برخی اشعار سعدی رو که به سفارش او نوشته شده، با پوشیه تور و دامن بلند تو آسمون داشته باشیم دو تا بالم رو دوشش. (که اونم بارها و بارها دیدید) این کجا به این معناست که لزوما دستی تو کار بوده و این سیستم بازرو تغییر داده و مینیاتور-سانسور کرده قضیه رو.

    این که به جنبه جنسی داستان ویس و رامین توجه نکنیم و به جنبه عرفانیش توجه بیشتری کنیم چی میشه؟ مگه برعکسش چی شده. ایا این نشون میده که ما ادبیات مون جهت دیگه ای داشته و حالا که ویس و رامین رو شناختیم و به رابطه خسرو و فرهاد و شیرین پی بردیم و سیستم لیلی و مجنون رو کشف کردیم، پس دیگه نگاه مون به ادبیات ایران باید فرق کنه و وای خدا سرتون کلاه گذاشتن و اینا همه شون بابای سوباسا بودن و خونه اوشین؟

    اینکه این که نشد تعریف ادب و هنر عرفانی و غیر عرفانی. اگر ما به بخشی از ادبیات مون میگیم عرفانی، ویس و رامین جزوشون نیست خب! لیلی و مجنون بله هست چون تمثیله. سعدی و حافظ معاصرن اما یکی شون عرفانی هست و یکی دیگه سهل ممتنعش ازعرفانش پیشی گرفته. حافظ عرفانیه چون شعرش دو پهلو و دو معناست و هم عرفان رو آورده و هم جسم و جنس رو. خود شما که این ادبیات عرقانی رو مینیاتور کردید اقای نی ساز :| اون وقت به همین نگاه ایراد وارد می کنید؟

    عجیب بود.

    پاسخ:
    فرمودید:
    "و هم معشوق خیالی برخی اشعار سعدی رو که به سفارش او نوشته شده"

    میخوام بگم "برخی" رو خوب اومدید! چون کتاب شاهد بازی میگه معشوق سعدی قطعا مذکره!
    انشاالله تو پستهای بعدی اگر نوشتم میگم ...
    بگذریم

    نمیدونم واقعا چزا اینقدر پیچیده و چپکی! به مسئله نگاه کردید! شاید تقصیر از منه که حرفم رو گنگ زدم
    بحث من یک جمله است! آقا! شماها که اینقدر میگید ادبیات پارسی خفنه و فرهنگ اسلامی ایرانی داریم و ادعاتون گوش فلکو پر کرده، چرا سانسور میکنید فرهنگ رو؟ مگه عشق فقط باید بین لیلی و مجنون باشه؟ چرا نمیخواید بگید خسرو و شیرین هم عاشق بودن؟ چرا نمیخواید بگید پسر خسرو عاشق شیرین شد؟ چرا شهوت رو سانسور میکنید؟ چرا سرکوب میکنید؟ چرا بچه دبیرستانی باید براش سوال باشه که عاشق شدن گناهه یا نه؟ نتیجه این همه بایکوت و سرکوب شده این فضای بی بند و باری که تازه تهش به کجا ختم بشه نمیدونم! ولی مطمئنم ختم به "خیر" نمیشه!
    بگذریم


    نکته آخر:
    من مینیاتور کردم ادبیات عرفانی رو؟ عرفانی چون به ادبیات حکومتی نزدیکه ماشاالله ما همه شعرهای خیام رو هم برامون عرفانی معنی کردن!
    جام می و زلف یار و ...
    نگید تو دیبرستان شما شراب خوردن و عشق مرد به زن در تاریخ ادبیات به رسمیت پذیرفته میشده!
    سلام
    راستش من نه با متنتون مخالفم نه موافق 
    شما از چیزهایی حرف میزنید و نقد میکنید ک کاملا درست می باشد
    ولی بنظر من نه دختر شرقی ارمان است نه دختر غربی 
    متاسفانه دختران امروز ما به دنبال باربی شدن هستند هر چند شنیدم  شهرهایی مادر اقا پسر وقتی به خواستگاری زنگ میزند دور کمر دختر خانم را هم میپرسد بگذریم
    نه که شرقی شدن بهتر از غربی شدن باشد 
    ما باید به دنبال الگویی باشیم ک فرهنگ اسلامی ما را فرهنگ ملی کند.
    راستش شاید این تفکر من از ان جایی میاید ک هیچ افتخاری نمیکنم ک کشورم تاریخ 2500 ساله و...دارد. در واقع وطن من جایی است ک بتوانم راحت تر تفکرهای اسلامی ام را پیاده کنم به همه تاریخ کشورم افتخار نمیکنم به 8 سال دفاع مقدس افتخار میکنم ولی به خسرو و شیرین و نادر شاه و...هیچ افتخاری نمیکنم..بحث زیاد است و در این چند سطر نمیگنجد
    هر چند این دیدتون میپسندم ک اگه دنبال معرفی نکردن الگو باشیم .برایمان الگو میسازند 
    هر چند به نظر من الگوی شرقی نیز پر از عیب است 


    پاسخ:
    سلام

    همون طور که گفتید اگه دنبال معرفی کردن الگو نباشیم باختیم

    رسما دارید می گویید که مردها از دخترهای ایرانی چشم چرانی کنند تا دنبال چشم چرانی از خارجی ها نباشند.
    پاسخ:
    برداشت خیلی غلطی از نوشته من کردید

    ابدا بحث چشم چرانی نیست

    ولی بهرحال الگوی زیبایی چیست؟ از زیبایی که نباید فرار کرد
    شما معتقدید هر زیبایی ای حرام است؟
  • دختر مینیاتوری معاصر!
  • ...همان بهتر که در گوشه ای آرام و ساکت از تاریخ بیارامی و مینیاتور شوی.

    چه کنم اگه اون گوشه، تاریخ معاصر باشه؟ یه دختر عشایرم که قرن ها نسل اندر نسل با فرهنگ ایرانی اسلامی تربیت شدم! و امروز جشن عروسیم رو در کنار دریاچه ای می گیرم که سال ها قبل از این که جاده ای به این جا کشیده بشه و دست اغیار بهش برسه فقط میعادگاه عشاق ایل من بوده و بس! ولی...

    در حالی که لباس عروس به تنم می فهمم اجازه این کار رو ندارم! به راستی ما که این قدر به در هم آمیختگی فرهنگ ایران و اسلام می بالیم واقعا فکر می کنیم تنها رقص عشایر همون دستمال بازی  که تو صداوسیما هم پخش می شه و بس؟ خودمون رو گول می زنیم که همه ی عشایر توی خانواده ی خودشون نوه های دختر جلوی نوه های پسر موهاشون پوشیده است؟ ما که دیگه ساپورتی که از تهاجم غرب اومده نمی پوشیم و فرهنگ اصیل ایرانی با ما معنا می شه! پس آخه ما دیگه چرا مینیاتور می شیم؟
    پاسخ:
    جانا سخن از زبان ما میگویی
    نظر قبلی را به اشتباه، با دید دیگری ارسال کردم!
    نویسنده را برادرتان پنداشته بودم... :-/
    پاسخ:
    :)
    "مثل آدم کوری است که طلا بدهد و هم وزنش آهن پاره فکر کند!"
    به نظر من: 
    مثل آدم بینایی است که آهن بدهد و هم وزنش طلا فکر کند...
    و البته متن جالبی بود و برای من که موضوع کاملا جدید!!!
    .
    .
    .
    .
    .
    فقط یه سوال:
    ناموساً ویس شوهر داشت و به رامین فکر می کرد و خسرو هم اولین بار شیرین را در رود، عریان دید؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    از خود سوال که بگذریم، این بظاهر سوال، کاملا تائید کننده ی متن شما می باشد.
    پاسخ:
    بله
    ناموسا بله
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی