دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض، و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (5 و 6 قصص)

فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (96 یوسف)

آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

 

 

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

 

 

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو به تأیید نظر حل معما می‌کرد

 

 

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

 

 

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد

 

 

بی دلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

 

 

این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا

سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد

 

 

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

 

 

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

 

 

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد

 

 

 

 

پ.ن: تا اطلاع ثانوی مرخصیم

 

  • یک نی ساز

مطلقا حوصله بحث و جدل‌های مسخره و حقیر شبه سیاسی و مثلا فرهنگی را ندارم که آیا کنسرت خوب است یا نه و آیا باید در مشهد کنسرت برگزار شود یا نه و اینکه حد حریم اما رضا دقیقا چند متر است و حدودش چقدر است که اگر کسانی خواستند بروند کنسرت برگزار کنند دقیقا بروند پشت آن حریم تا توی حریم نباشند و اینکه آیا علی مطهری حق دارد در مورد کربلا حرف بزند یا نه یا امام جمعه خوب است یا نه.

 

برادر عزیز، خواهر عزیز، هم وطن

نکته‌ی اصلی مسئله‌ی لغو کنسرت، کنسرت و جایگاه کنسرت نیست، مسئله، لغو سخنرانی شخصی به نام علی مطهری هم نیست، مسئله، تعارض قانون با فقه است، یعنی متولیان امر! بعد از تشکیل حکومت اسلامی نسبت فقه و قانون را برای مردم که هیچ، برای خودشان هم مشخص نکردند و جنبشی که تا قبل از تشکیل حکومت و در طول دوران مبارزه علیه حکومت طاغوت، پای‌بند اجرای فقه بود، بعد از تشکیل حکومت، علی رغم در دست داشتن قدرت، همچنان ارتباط موفقی با قانون و دستگاههای حاکمیتی ایجاد نکرده و هنوز پای‌بند فقه است تا قانون، فلذا:

اولا، هرچند معتقد است اجرای قانون حکومت اسلامی واجب است اما به خود اجازه می‌دهد هرجا احساس کرد اسلام در خطر است! بنا به صلاح دید شخصی خودش که مستقل از قانون حکومت اسلامی است، مانع روند قانونی شود،

ثانیا متوجه نمی‌شود که تکلیف مسائل را قانون باید مشخص کند و نه فقه و فشار! مثلا یک بار به سفارت حمله می‌کند، یک بار تظاهرات بدون مجوز با کفن برگزار می‌کند و یک بار هم کنسرت قانونی یا سخنرانی قانونی را لغو می‌کند.

 

کلام کوتاه کنم، چند نکته و پرسش:

اول: اصلا من، ما و همه‌ی بقیه‌ی مردم به جهنم، خودتان که می‌فرایید اجرای قانون حکومت اسلامی واجب شرعی است تکلیف خودتان را با این واجب شرعی مشخص کنید تا هر روز این واجب شرعی که ایجاد کردید اسلامتان را در خطر قرار ندهد که مجبور شوید روند قانونی و شرعی‌تان را نقض کنید تا اصل اسلامتان حفظ بماند!

دوم: حوزه اختیارات قانونی دستگاهها چیست و کجاست؟ چرا شفاف نیست؟ حوزه اختیارات قانونی امام جمعه چیست؟

سوم: مگر رهبری بارها اعلام نکرده مخالف نقض قانون و برهم زدن مجالس از طرف نیروهای موسوم به بسیج است؟ پس این چه وضعی است که شما از رهبر خودتان هم تبعیت ندارید؟

چهارم: آیا سوال پرسیدن هزینه دارد؟

  • یک نی ساز

من از وقتی یادم می‌آید از حواس پرتی و عدم تمرکز رنج می‌بردم، وسط غذا خوردن فکرم هزارجا می‌رفت، وسط نماز فکرم پرواز می‌کرد و همه جا را سیر می‌کرد، وسط درس خواندن که دیگر هیچ، خیلی هم تلاش کردم که هرطوری هست این مشکل حواس پرتی و عدم تمرکز را حل کنم، چقدر مشاوره، چقدر مقاله، چقدر تلاش، حتی چقدر هزینه، همه بی‌ثمر بود تا وقتی سر و کله‌ی تو پیدا شد.
حالا تو مشکل عدم تمرکز و حواس پرتی من را حل کردی.
حالا وسط نماز حواسم فقط به توست، موقع غذاخوردن فقط به تو فکر می‌کنم، سرکار حواسم به همه که نه، از همه پرت است و فقط تو جلوی چشمم هستی. رکوعم تویی سجودم تویی قنوت با تو حرف می‌زنم، سلام که می‌دهم به تو قبول باشید می‌گویم، حتی همین الان، دارم برای تو می‌نویسم
همین

وحده لا اله الا هو

  • یک نی ساز