دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

دست نوشته های شخصی یک دانشجوی فنی

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض، و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین (5 و 6 قصص)

فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ مِنَ اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (96 یوسف)

آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبری» ثبت شده است

باسمه تعالی

پرونده آقای سعید طوسی ظاهرا در دست پیگیری است و جرم ایشان هنوز اثبات نشده و ما ابدا هیچ گونه اتهامی به هیچ کسی نمی‌زنیم اما من به عنوان یک آدم بی‌سوادی که مطلقا هیچ سوادی ندارد چند سوال دارم که می‌خواهم بپرسم:

 

1- ما کی می‌خواهیم بفهمیم باید به کودکان مسائل جنسی و خطرات جنسی را قبل از قربانی شدن آموزش دهیم؟

2- ما تا کی می‌خواهیم از واقعیات و بحران‌های جنسی جامعه فرار کنیم و آنها را نپذیریم و مدام سانسورشان کنیم؟

3- چرا این آقای سعید طوسی اعلام نمی‌کند که اگر خطایی کرده ربطی به دستگاه رهبری و نظام ندارد و اگر خطایی هم شده مقصر اوست و نه اعتماد دستگاه‌های نظام به او؟

4- چرا حاکمیت با محاکمه زودتر و ضرب الاجلی این آقا و امثال این آقا اتهام "عدم اجرای عدالت"،"عدم صلاحیت" و "ناکارآمدی" را از خود دفع نمی‌کند؟

5- سیاست احمقانه‌ی تسامح و تساهل که این ساختارها در برابر امثال این پرونده اتخاذ می‌کنند جز تبدیل اتهامات مذکور به باور عموم مردم چه دستاورد دیگری دارد؟

6- آنجا که معصوم فرموده بود سبحان الذی جعل اعدائنا من الحمقا، الان این مسئولان محترم ما حمقا هستند یا نیستند؟ اگر هستند پس اعدائنا هم حمقا هستند یا نه؟ ما که از همه دشمنهامان احمق تریم! یعنی دشمن ترین دشمن خودمان خودمانیم؟

7- اگر مثلا یکی از شاکیان این پرونده پسر آقای لاریجانی بود، مثلا پسر رئیس مجلس علی لاریجانی بود روند رسیدگی پرونده تغییر می‌کرد یا نه؟

8- اگر پسر آملی لاریجانی بود، چطور؟

9- پسر فاضل لاریجانی چطور؟

10- پسر مهدی هاشمی چطور؟

11- پسر مرتضوی چطور؟

12- جسارتا ما باید بفهمیم آیا ناموس ما برای برخی به اندازه یک شب تا صبح نخوابیدن اهمیت دارد یا خیر؟ تکلیفمان را روشن کنید.

13- سعید طوسی چه مجرم و چه نامجرم، کسی نیست، عددی نیست، آن کسی که پشت پرده مانع رسیدگی پرونده سعید طوسی شده کیست؟ و هرکسی که هست آیا پدرش همان کسی است که اسمش در شناسنامه‌اش هست یا خیر؟

14- چه اشکالی دارد اگر بنده فردا بتوانم بروم مثلا از پسر آقای فلان مسئول شکایت کنم، و بعد دادگاه به طور شفاف پرونده بنده را بررسی کند و بگوید شکایت شما بیجاست و به اطلاع عموم مردم برساند و اگر عیبی هم وجود دارد برملا و اصلاح شود، این چه عیبی دارد؟ آیا نظر خود رهبری خلاف این است؟

15- برگردید به سوال 4

16- ایشان که قاری قرآن است، چرا این روزها مداح‌ها که نه قرآن درس می‌دهند و نه سوادشان به الفبای فقه و حدیث و کلام می‌رسد اینقدر تریبون دارند و منبرها را از روحانیون گرفته‌اند و مدت زمان میکروفون‌سواری‌شان بیشتر از آنهاست؟

17- در تمام امور به خدا بزرگ پناه می‌برم که لحظه‌ای غفلت از او می‌تواند یک عمر ناکامی در پی داشته باشد وگرنه چه بسا واقعا فاصله من و شما با این دست گناهان به اندازه یک خلوت چند دقیقه‌ای باشد، نه؟

18- آیا یک ایدئولوژی که پاسخگوی نیازهای مردم و جامعه است می‌میرد؟

19- آیا مردم ایدئولوژی‌ای که پاسخگوی نیاز آنها باشد را طرد می‌کنند؟

20- مجریان اجرای یک ایدئولوژی می‌فهمند که چقدر مسئولند و نسبتشان با میراث انبیا و اولیا که امروز در دست آنهاست چیست؟ یا من الحمقا هستند؟

 

متشکرم، امیدوارم پاسخی برای این سوالهای پیدا کنم

والسلام

  • یک نی ساز

فکر کردم قبل از اینکه و ما ادراک یزد 4 را منتشر کنم شاید بهتر باشد نگاهی اجمالی به بیانات رهبری داشته باشیم

لینک نوشته ام را از وبلاگ قبلی ام پیدا کردم:

اینجا

نوشته شده به تاریخ 31 مرداد 92

  • یک نی ساز

مدتها پیش یعنی چند سال پیش، بررسی ای اجمالی داشتم بر بیانات رهبری در استان یزد که قطعا هیچ مسئولی در این استان این تحلیل را نداشت، اصلا مغز نداشت که تحلیل کند و اگر داشت حال نداشت که تحلیل کند! خیلی تخم دو زرده بگذاریم استاندارمان جلوی دفن شهدای کمنام را نگیرد، تحلیل و فکر و برنامه ریزی و اینها پیشکش!

فهوای کلام بنده این بود که رهبری علاوه بر شناخت دقیقی که از فرهنگ و اوضاع جامعه یزد داشت، ضمن به کاربردن تعابیری که هرگز هیچ کجای دیگر در مورد هیچ مردمی ذکر نکرده بود، (مثلا اینکه مردم یزد باید الگوی مردم ایران باشند یا ماجرای باغات بین کربلا و نجف) هشدار جدی داده بود که شرط ابقای تمام این ویژگیهای مثبت، نفی اشرافیت است و اگر فرهنگ اشرافیت وارد بشود تمام این ذخایز غنی فرهنگی را از بین می برد. اتفاقی که به وضوح در سطح استان در این چند سال شاهد بودیم همین است، عوض شدن ظاهر شهر و سقوط آزاد در باتلاق تجدد غرب زده! به جای تمدن غربی! کاش لااقل بویی از تمدن غربی بود! ولی همین را هم ندارد، اینها همه هشدارهایی بود که چندین سال پیش رهبری به آنها اشاره کرد و هیچ کسی از مسئولین و مردم و امت حزب الله گوشش بدهکار نبود.

منتها چه کنم که یک مشت احمق بیشعور، یک مشت آدمی که واقعا واجب الفحشند، از آن کلمات زرین رهبری، فقط این جمله را بنر کردند و کل سطح شهر زدند که "من میدانم مشکل یزد آب است! " باید گفت بله عزیزم مشکل یزد آب هست و مشکل خشکسالی خیلی هم جدی است و رهبری خیلی هم درست اشاره کرده، منتها من که میدانم هدف شما از انتشار آن جمله و حواشی بعدش، و سانسور موضوع اصلی صحبتهای رهبری در یزد چه بوده و شما مرض داشتی، مشکل شما از آب دیگری بوده که حالا بماند ...

 

ادامه دارد ...

  • یک نی ساز

یکی از اساتید یکی از همین دانشگاههای معتبر تهران که اگر لازم باشد هم نام دانشگاهش را خواهم برد و هم نام استادش را، با رهبری به یزد آمده بود سال 86. در جلسه ای خصوصی که هرگز هم پخش نشده و موضوع اصلی جلسه هم مسائل فرهنگی بوده، مسئولی در حال ارائه گزارش بوده که بله، یزد خیلی شهر خوبی است و خیلی شهر عبادت است دین است و شهر قنات و قنوت و قناعت و شهردارالعباده و خلاصه از این خزعبلات "ما فقط خوبیم بقیه همه بدن"! ایشان میفرمود در حین ارائه گزارش از طرف آن مسئول، رهبری طوری برافروخته شد که تا آن روز من این برافروختگی را ندیده بودم و اولین باری بود که میدیدم رهبری وسط کلام دیگری پریده است! استاد میگفت رهبری به این مضمون گفته که خلاصه یا تو داری خزعبل میگویی یا گزارشاتی که به من رسیده و بعد رهبری با ارائه مستنداتی عنوان کرده که یزد در حال نوعی تغییر فرهنگی در نسل جدید است و قس علی هذا! هیچ کس نیست به این همشهری مسئول ما بگوید عزیزم! این رهبری که جلوی تو ایستاده به اندازه 10 برابر موهای آن سر بی مغزت مسئول خائن یا احمق دیده و تا بخواهی گزارش مزخرف شنیده، مرد بودی می ایستادی میگفتی ما میراث فرهنگی هزار و خورده ای ساله مان را داریم خیلی محترانه از دست میدهیم ادعایی هم ندارم، چرا ما به جای پذیرفتن مشکلات همه اش میخواهیم همه چیز را تکذیب کنیم؟ ای لعنت بر این اخلاق بد!

 

ادامه دارد ...

  • یک نی ساز